چند روز پیش فیلمی از آزار و اذیت یک زن در خیابانهای
تهران دیدم که هنوز ضجه های این زن بی پناه و در خواستهای کمکش در گوشم طنین انداز
است. یکی مشغول فیلم برداری بود و عده ای نیز وحشیانه بدنبال او می دویدند و قصد
تجاوز به او را داشتند و زن بی پناه چیزی جز فریاد جگرخراش و ناله های جانسوز برای
دفاع از خود نداشت. در آن میان اما نه از گشت ارشاد خبری بود و نه حزب الهی ها حضور
داشتند. مردم، از مردم عادی و جوانان سر محله بودند.
انگار که همین دیروز بود که عده ای میخواستند یک
زن بظاهر فاحشه را سنگسار کنند و مسیح با این گفته مانع از آن شد که اگر کسی خود
را خطاکار نمیداند سنگ را بردارد و پرتاب کند. ظاهرا آنزمان مروت و جوانمردی بیشتر
بود و آن زن نجات یافت. انگار همین دیروزبود که زنها را بجرم جادوگری میسوزاندند.
بوی گوشت و تن سوخته وقطرات خون زنان گردن زده شده هنوز در هوا معلق است. چرا راه
دور برویم، در همین جا و در همین زمانه
زنان آزاده را در میدان تحریر قاهره مورد اذیت و آزار قرار می دهند چرا که
حق مالکیت بر بدن خود نیز نمیتوانند داشته باشند. و ما مردان با حرص و ولع به
تماشای سنگسار و گردن زدن زنان میدویم و با موبایلهای خود از آن فیلم برداری می
کنیم. آخر میدانید تقصیر خود این زنان است که با این سر و وضع به خیابان و مراسم
جشن و عروسی میروند و ما را وادار میکنند که به آنها تجاوز دسته جمعی بکنیم.
اصلا می دانید، همه اش تقصیر حوا است که گول
شیطان را خورد و ما از بهشت اخراج شدیم. وگرنه، ما آنجا با خیال راحت و بدون جرم و
مجازات بخاطر زنا و لواط در کنار حوری ها
و غلمان بودیم و بقول آیت آلله دسغیب به اندازه چندین سال نوری لذت می بردیم.
باز گردم به فیلم، در این فیلم جوانانی را
میدیدم که روسری از سر این زن بی پناه میکشیدند و او را زنیکه فاحشه مینامیدند.
اگر نیروهای گشت ارشاد بودند شاید دیدن این فیلم برایم آنقدر دردآور نبود، از
نمونه های حمله گشت ارشاد بسیارند.
اما
اینبار مردم عادی را میدیدم، جوانانی که شاید دست در دست همین زنان در تظاهرات و
اعتراضات خیابانی جنبش سبز شرکت کرده بودند. مثل همانهایی که در میدان تحریر قاهره
در کنار هم حضور داشتند.
شاید از این نظر بد هم نباشد که بهار عربی زود
به خزان رسید تا بیخود مردم را متوهم نکند که همه چیز تغییرخواهد کرد. شاید بهتر
باشد که جنبش سبز در همان حالت نوستالژیک اولیه اش باقی بماند تا بار دیگر مثل
دفعات قبل همه را از هرچی وعده و وعید است مایوس و نا امید بکند.
خانه از پای بست ویران است.